
سالها پيش در كشور آلمان ، زن و شوهري زندگي مي كردند . آنها هيچگاه صاحب فرزندي نشدند.يك روز كه به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند، ببر كوچكي در جنگل نظر آنها را به سمت خود جلب كرد.مرد معتقد بود نبايد به آن بجه ببر نزديك شد، به نظر او ببر مادر، جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت لذا اگر احساس خطر مي كرد به هردوي آنها حمله مي نمود و صدمه مي زد.
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

سیستم عامل Win XP برای اجرای سریعتر برخی از برنامه های خود Microsoft از سوئیچی به نام...
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

در صورتی که رم دستگاه شما پایین است ، شما میتوانید با استفاده از این ترفند مقداري از هارد ديسک را به عنوان رم کامپیوتر خود معرفي کنيد. این عمل باعث افزايش سرعت سیستم شما و جلوگيري از هنگ شدن آن مي شود.
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب
طریقه انتقال اعتبار (شارژ) از سیم کارتها ی ایرانسل در مواقع ضروری

ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که شارژ باطری تلفن همراهتون به اتمام رسیده و دسترسی به پریز برق برای شارژ تلفن همراه خود ندارید اما کاری پیش اومده و قصد دارید تا یک تماس کوتاه با تلفن همراهتون بگیرید .
در این مواقع چه می کنید ؟
به دنبال تلفن های همگانی می روید ؟ یا از کسی درخواست می کنید تا با تلفن همراه وی اقدام به برقراری تماس کوتاه خود کنید ؟
اگر از گوشی های سونی اریکسون استفاده می کنید ، من پیشنهاد بهتری دارم …
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد :
من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم …
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب
آيا تاكنون فكر كردهايد شخصيتهاي نامآور دنيا كه همه آنها را ميشناسند
واغلب ازثروتمندترينهاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند
و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغلهايي داشتند كه هيچ ارتباطي
با حرفه كنونيشان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي ميپرداختند
كه برخي از ما انسانهاي گمنام و معمولي، انجام آن را برای خود عیب می دانیم!!!
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب

همگی ما از موتورهای جستجو به مانند گوگل و یاهو ، برای جستجوی متون و نهایتأ عکس های مورد نظر خود استفاده میکنیم. اما این موتورهای جستجوی دوست داشتنی توانایی های مخفی کاربردی دیگری را نیز دارا هستند که بسیاری از آنها بی خبرند. هم اکنون قصد داریم به معرفی ترفندی جالب بپردازیم که از طریق آن میتوانید با استفاده از موتورهای جستجو به ساعت محلی هر نقطه ای جهان که دوست دارید پی ببرید.
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
فایل ها و فولدرهای خود را "واقعأ" مخفی کنید!

همگی ما برای پاک کردن فایل ها و فولدرهای خود در محیط ویندوز به سادگی آنها را Delete میکنیم و نهایتأ آنها را از داخل Recycle Bin پاک میکنیم. اما قطعأ میدانید که این کار پایان کار نیست ، چرا که با استفاده از نرم افزارهای مخصوص ریکاوری ، میتوان تمامی فایل ها و فولدرهای پاک شده از هارد را مجددأ بازیابی کرد. این مسئله گاهی بسیار به کمک کاربر میاید ، اما گاهی ممکن است شما بخواهید واقعأ فایلی را از صحنه روزگار برای همیشه محو کنید! اما چگونه؟ در این ترفند قصد داریم با معرفی ابزاری مخصوص فایلها را برای همیشه به زباله دان تاریخ بفرستیم!
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
تفاوت عشق و هوس...

بعضي ها مي پرسند «بايد اول عاشق شد بعد ازدواج كرد يا اول ازدواج كرد بعد عاشق شد؟!»...
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب

فروش بكارت در ebay براي تامين مخارج دانشگاه !
يك دختر بريتانيايي براي تامين مخارج دانشگاهش بدون خبر والدين دست به كار عجيبي زده است. او بكارتش را به قيمت پايه 10000 پوند در اي بي به حراج گذاشته است. او مي نويسد: «سلام. فكر كنم عنوان گوياي همه چيز است. من باكره اي 18 ساله هستم و براي تامين خرج تحصيلم حق اولين رابطه ي جنسي ام را به فروش مي گذارم.
من اخير در باره مسايل جنسي كنجكاوتر شده ام و دوست دارم بيشتر بدونم و يك نفر هم كه به من ياد بده. از طرف ديگه مشكلات مالي هم دارم. با خودم گفتم اينطوري با يك تير دو تا نشون رو هدف مي گيرم.
البته خيلي از پسرها مي خواستند كه به من كمك كنند. بعضي هاشون هم حرف هاي عجيب غريب مي زدند. آخرش حوصله ام سر رفت و همه رو دست به سر كردم.
البته بايد خيلي مراقب باشم چون ممكنه كسي كه برنده مي شه معلم سابقم باشه..
دوست ندارم باكره وارد دانشگاه بشوم. ...
او مي گويد كه تا بحال جز اين كه دست يك پسري را گرفته باشد كار ديگري نكرده است.
ویژگیهای یک رابطه سالم

آيـا رابطه شما با دوست و يا همسـر خـود سـالـم و رشـد دهنده است؟ و يا آنكه رابطه اي يك سويه و مـخـرب؟ گـاه ما درگيري رابطه اي ميگرديم كه از سالم بودن آن آگـاهي نداشته و دائما احساس بدبختي و سردرگمي ميـكـنـيــم بي آنكه بدانيم علت، همان رابطه ناسالم مي باشد. يك رابطه سالم داراي ويژگي هاي ذيل است: ...
ادامه مطلب را کلیک کنید.
ادامه مطلب

در سال ۱۲۶۴ قمري، نخستين برنامهي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبلهكوبي ميكردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهكوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نميخواهند واكسن بزنند. بهويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان ميشود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باختهاند.
امير بيدرنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله ميكوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهكوبي سرباز زدند.
شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان ميشدند يا از شهر بيرون ميرفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همهي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سيصد و سي نفر آبله كوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند.
امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچههايتان آبلهكوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده ميشود.
امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اينكه فرزندت را از دست دادهاي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.
پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم.
اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنميگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز .
چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد.
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مردهاند.
ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور ميكردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هايهاي ميگريد.
سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچهي شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد.
امير اشكهايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.
ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيدهاند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم.
اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويسها بساطشان را جمع ميكنند. تمام ايرانيها اولاد حقيقي من هستند و من از اين ميگريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند .
منبع: حكيمي، محمود. داستانهايي از زندگي اميركبير. دفتر نشر فرهنگ
راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت . راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند . تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : " تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی .. چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی . " زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست . همچنین از خدای قادر متعال خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد .اما راه ديگري براي امرار معاش پيدا نكرد.
بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که بدن خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست .راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : " از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند . "

و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد . هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت . راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : " این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش ! "
زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : " پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟ "خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد .
روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند . در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : "خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود !"
یکی از فرشته ها پاسخ داد :
" تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم ."
از کتاب :" پدران . فرزندان . نوه ها " اثر پائولو کوئلیو













